محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

343

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

است كه در انجام آن آرام و خشنود باشى و گناه آن است كه در انجامش ترديد كنى . » « 1 » امام عليه السّلام نيز مىفرمايد : « فراوانى مردم در پيرامونم به عزت من نمىافزايد و پراكندگى آنها از من سبب وحشتم نمىشود . » « 2 » پيش از اين نيز گذشت كه امام عليه السّلام به ابوذر چنين فرمود : « تنها حق تو را مانوس كند و تنا از باطل ترسناك و گريزان باش كه اگر به دنياى آنها روى آورى تو را دوست خواهند داشت و اگر از آن روى گردانى از تو بيزار خواهند شد . » « 3 » همه مىدانيم كه سازندگان تاريخ در زمان خود ديوانه و احمق پنداشته مىشدند ؛ چرا كه بر ارزش‌ها و قواعد جامعه خود شوريده بودند و در راه هدايت پا گذاشته بودند و از عقل و قلب خود فرمان مىگرفتند . بنابراين طبيعى است كه سختىهاى فراوان را متحمل شوند ؛ اما آنان پايدارى نشان داده و خود را در تاريخ جاودانه ساختند . آنان اگر از قدرت دولت و فشار جامعه مىهراسيدند ، خود را باخته و اثر نيكى از خود بر جاى نمىگذاشتند . ( اجتمعوا على مائدة شبعها قصير و جوعها طويل ) آدمى تنها به هنگام مرگ از سفره دنيا سير شده و از آن دست مىكشد ؛ چرا كه آن‌جا ديگر خبرى از آب و غذا نيست و تنها عمل صالح آدميان سودمند است . ( إنّما يجمع النّاس الرّضا و السّخط ) برخى ، انسان‌ها را برمبناى اقتصاد دسته‌بندى كرده و برخى ديگر بر مبناى نژاد يا جغرافيا و يا فرهنگ ؛ اما قرآن برپايه تقوا و عمل صالح چنين مىكند . پيش از اين نيز امام عليه السّلام ، مردم را به دو دسته كلى تقسيم كرده بود :

--> ( 1 ) . مسند ابى يعلى : 3 / 162 ح 1587 ؛ مسند احمد : 4 / 228 ح 18035 . ( 2 ) . نهج البلاغه : نامه 36 . ( 3 ) . نهج البلاغه : خطبه 130 .